اعتراف
شعری که واست نوشتم نپسندیدی دوباره
به تو برخورده بود انگار که بهت گفتم ستاره
تعریف از خودم نباشه.عزیزم ستاره بد نیست
اخه قلب عاشق من بهتر از اونو بلد نیست
دوسه خطی که نوشتم راستشو بخوای بریدم
چون دیدم همه رسیدن.من یه عمره نرسیدم
خط دوم که تموم شد واقعا من کم اوردم
دو-سه باری تو خط سوم تو رو به خدا سپردم
خط چهارم که رسیدم باقی مونده اصل مطلب
خواب چشماتو می ببینم به خدا همیشه هرشب
خواب می بینم تو یه نوری .یه ستاره . یه فرشته
خواب تورو هرجا ببینم اونجا اخره بهشته
وسط نامه یکی گفت چرا باز داری می لرزی ؟
من برای تو نوشتم تو به یک دنیا می ارزی
اینا به دلت نشینه من واست چی بنویسم ؟
قدماتو کاش بیاری بذاری رو چشم خیسم
چند شب دلشوره دارم که نبینمت دوباره
تو به این خط که رسیدی نامه رو می کنی پاره ؟
پاره کن نامه رو پاره اخه صاحب اختیاری
حتی می شه بسوزونیش اگه منو دوست نداری
شاعرانست ولی راستش نامه ی من کاغذی نیست
کاش بقیشو بخونی موقع خداحافظی نیست
هرکاری که دوست داری کن من شکسمتش غرو رو
زحمتت می شه عزیزم که بیای این راه دورو
دل تو یه قصر نوره .دل من یه تیکه چینی
چینیو واسه شکستن.کاش یه بار بیای ببیی
عکس تو هنوز همونجاست .توی قاب عکس چوبی
راستی خوب شد یادم افتاد .چرا اینقدر تو خوبی (که نیستی )
سقف گریم همن امشب ریخت رو اخرای نامه
فقط اون شبی که باشی شب مرگ گریه هامه
من فقط به عشق اون شب .وقتی شب می شه می خوابم
امادیر بودن اون شب. بدجوری می ده عذابم
دستمو امشب می ذارم زیر گرمای سر تو
ما پیش همدیگه باشیم. یعنی می شه باور تو ؟؟
هرکسی اون شب بخوابه عاشقیش راس راسکی نیست
بی رودر واسی عزیزم. چشاشو دلش یکی نیست
زیادی واست نوشتم .حق داری که بشی خسته
اما این یه تیکه چینی چه کنه دلش شکسته
عزیزم مراقب اون چشای ناز خودت باش
فکر چندین ماه دیگه .که می یاد تولدت باش
اینقدر باهم می گیریم فالای چائی و قهوه
که بگن به جز رسیدن همه چی توش محو محوه
یک شهریور غمگین .یه دوستت دارم یه امضا
من دلم واسه ی تو تنگه تو تابستون شبه یلدا